تصویر اقتصاد ایران در چالش ‌۱۰سال

تصویر اقتصاد ایران در چالش ‌۱۰سال

✍️ هادی چاوشی

در نظام سیاسی، ۱۰ سال قبل محمود احمدی‌‏نژاد رئیس‏‌جمهور و عالی‌‏ترین مقام سیاسی کشور -پس از رهبری- بود، علی لاریجانی ریاست مجلس را در اختیار داشت و سیدمحمود هاشمی‌‏شاهرودی رئیس قوه قضائیه بود. امروز علی لاریجانی همچنان رئیس مجلس است، اما ریاست‏‌جمهوری به حسن روحانی رسیده و در قوه قضائیه هم صادق آملی‏‌لاریجانی جانشین مرحوم هاشمی‌‏شاهرودی است.

تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه (بر اساس قیمت‌‏های ثابت سال ۹۰) در سال ۸۷ رقمی معادل ۵۸۴ هزار و ۴۸ میلیارد تومان بوده است. آخرین آمار بانک مرکزی از این شاخص مربوط به سال ۹۶ است که رقم ۶۹۴ هزار و ۸۳ میلیاردتومانی را به ثبت رسانده است. امسال به احتمال زیاد این رقم کاهش خواهد یافت.

در شاخص درآمد سرانه (بر اساس محاسبات بانک جهانی به دلار ثابت سال ۲۰۱۰)، درآمد سرانه هر ایرانی در سال ۲۰۰۹ معادل ۶۲۴۸ دلار بوده است. آخرین آماری که از این شاخص موجود است، مربوط به سال ۲۰۱۷ است که درآمد سرانه هر ایرانی را معادل ۶۹۴۷ دلار ارزیابی کرده.

در یک دهه گذشته روند رو به رشد نقدینگی در ایران با سرعت زیاد ادامه داشته است. در حالی که -بر اساس گزارش بانک مرکزی- در پایان تابستان ۸۷ حجم نقدینگی اقتصاد ایران ۱۶۷ هزار میلیارد تومان بود، در پایان تابستان ۹۷ این رقم بیش از ۱۰ برابر شد و به ۱۶۷۲ هزار میلیارد تومان رسید.

قدرت خرید پول ایرانی امسال در مقایسه با ۱۰ سال قبل بسیار کمتر شده است. استفاده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (CPI) بانک مرکزی برای مقایسه قدرت خرید پول در آبان ۹۷ و آبان ۸۷ نشان می‏‌دهد ۱۰۰ هزار تومانِ امروز فقط به اندازه ۱۸ هزار تومانِ ۱۰ سال قبل قدرت خرید دارد؛ یعنی ارزش پول ما در این فاصله به کمتر از یک‌‏پنجم کاهش پیدا کرده است.

قیمت هر دلار آمریکا در بازار آزاد در روز اول بهمن ۸۷ تنها ۱۰۰۳ تومان بود، اما در نخستین روز بهمن ۹۷ نرخ ۱۱۷۸۰تومانی برای این ارز جهان‏‌روا در بازار آزاد تهران به ثبت رسید. یعنی قیمت دلار در این فاصله بیش از ۵ /۱۱ برابر شده است. قیمت هر سکه بهار آزادی طرح جدید هم در حالی در روز اول بهمن ۹۷ به چهار میلیون و ۷۰ هزار تومان رسید که دقیقاً ۱۰ سال قبل فقط ۱۹۹ هزار تومان بود: کمتر از یک‌‏بیستم!

در حالی که میانگین قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران (بر اساس گزارش دفتر برنامه‌‏ریزی و اقتصاد مسکن وزارت راه و شهرسازی) در سال ۸۷ یک میلیون و ۷۸۱ هزار تومان بوده است، این میانگین (بر اساس گزارش بانک مرکزی) در ۹ماهه سال ۹۷ به هفت میلیون و ۷۵۳ هزار تومان و در آذرماه ۹۷ به ۹ میلیون و ۵۵۵ هزار تومان رسیده است.
👈تجارت فردا

تصویر قیمت دلار در سال ۹۸

تصویر قیمت دلار در سال ۹۸

📌پویا ناظران

🔹در لایحه بودجه سال ۹۸، ۴۸۰ ه.م.ت هزینه برای دولت پیش بینی شده. از این ۴۸۰ ه.م.ت، ۱۴۹ ه.م.ت از محل صادرات نفت و میعانات گازی میاد.
ه.م.ت = هزار میلیارد تومن

تحلیل درآمد پیش بینی شده دولت از محل صادرات نفت، در مورد قیمت ارز در سال ۹۸ به ما چی می‌گه؟

بر مبنای بازار بین‌المللی آتی نفت، قیمت نفت در سال آینده حدود بشکه‌ای ۶۰ دلار خواهد بود. با توجه به هزینه‌های تحریم، فرض کنیم بشکه‌ای ۵۴ دلار گیر دولت بیاد.

حالا دو سناریو رو بررسی کنیم:
🔹 سناریوی خوشبینانه، که در اون روزی ۱/۶ میلیون بشکه صادرات خواهیم داشت،
🔸 و سناریوی محافظه‌کارانه، که در اون روزی ۱/۱ میلیون بشکه صادرات خواهیم داشت.

از کل صادرات نفت و میعانات گازی، ۱۴/۵٪ سهم شرکت ملی نفته. ۲۰٪ هم سهم صندوق توسعه ملی‌ست. یعنی ۶۵/۵٪ از درآمد صادرات نفتی وارد بودجه دولت میشه. در نتیجه:

🔹 در سناریوی خوشبینانه‌مون، عواید حاصل از صادرات نفت ۳۱ میلیارد دلاره، که ۲۰ میلیارد دلارش به دولت می‌رسه.
🔸 در سناریوی محافظه‌کارانه، عواید حاصل از صادرات نفت ۲۱ میلیارد دلاره، که ۱۴ میلیارد دلارش به دولت می‌رسه.

می‌دونیم که بودجه روی ۱۴۹ ه.م.ت درآمد نفتی حساب می‌کنه. اگه دلار تک نرخی باشه، دلار چند می‌شه؟

🔹 در سناریوی خوشبینانه‌، دلار تک‌نرخی باید ۷۲۰۰ تومن باشه، تا درآمد ۲۰ میلیارد دلاری دولت تبدیل به ۱۴۹ ه.م.ت بشه.
🔸 در سناریوی محافظه کارانه، دلار تک‌نرخی باید ۱۰۵۰۰ تومن باشه، تا درآمد ۱۴ میلیارد دلاری دولت تبدیل به ۱۴۹ ه.م.ت بشه.

اما قیمت ارز ما که تک نرخی نیست. در طول سال ۹۷ برای واردات کالاهای اساسی، دولت دلار ۴۲۰۰ تومنی می‌فروخت. نیاز سالانه ما به کالاهای اساسی حدود ۱۴ میلیارد دلاره.

🔹 در سناریوی خوشبینانه، که عواید دولت ۲۰ میلیارد دلاره، اگه دولت ۱۴ میلیارد دلار رو ۴۲۰۰ تومن بفروشه، مجبور میشه بقیه رو ۱۳۵۰۰ تومن بفروشه، که به معنی افزایش چشمگیر نرخ نیمایی خواهد بود. در هفته‌های اخیر نرخ نیما بین ۸ تا ۹ هزار تومن بوده.
اگه دولت ۱۴ میلیارد دلار رو ۵۴۰۰ تومن بفروشه، بقیه رو می‌تونه ۱۱۰۰۰ تومن بفروشه.
🔸 در سناریوی محافظه کارانه، کل عواید دولت ۱۴ میلیارد دلاره. یعنی عواید ارزی دولت، فقط برای واردات کالاهای اساسی کافیه. یعنی اگه دولت بخواهد محافظه‌کارانه عمل کنه، که در این شرایط کار معقولیه، مجبوره دلار رو تک نرخی کنه. البته اگه دولت دلار رو تک‌نرخی کنه، حتی دلار ۱۰۵۰۰ تومنی هم برای تامین ۱۴۹ ه.م.ت مورد نظر بودجه کافی خواهد بود.

👈 نتیجه اینکه در ماه‌های آینده دقت کنید ببینید دولت در سال ۹۸ هم قصد توزیع دلار یارانه‌ای/رانتی داره یا نه.
– اگه دلار در سال ۹۸ هم چند نرخی بمونه، باید در نیمه دوم سال ۹۸، انتظار رشد نرخ نیمایی رو، تا ۵۰٪ داشته باشید.
– اما اگه ارز تک‌نرخی شد، نگران گرونی بیشتر نباشید. از نظر هزینه کالاهای اساسی، تو سال ۹۷ دیدیم علیرغم ارز یارانه‌ای، قیمتها چند برابر شدند و با دلار ۱۱ تا ۱۲ هزارتومان هماهنگ شدند. یارانه ارز هیچوقت گیر مردم نیومد، بلکه فقط رانت واردکننده شد. پس چه بهتر که دلار تک‌نرخی باشه.

بارون‌های راهزن

بارون‌های راهزن
✍️دکتر امیرحسین خالقی

در سال‌های آغازین قرن ۲۰ برخی ثروتمندان در آمریکا ظهور کردند که با استفاده از روابط خاص توانستند پول هنگفتی به جیب بزنند؛ این گروه را به تحقیر بارون‌های راهزن نامیدند؛ این اسم غریب با الهام از عنوان برخی زمینداران قرون وسطی در اروپا انتخاب شده بود که از مسافرانی که از راه‌های درون املاک آنها می‌گذشتند پول زور می‌گرفتند.

مشهور بود که این بارون‌های راهزن با زد و بند با دولت جیب‌های خود را پر می‌کنند؛ در واقع به بهای بدتر شدن وضعیت دیگران، بار خود را می‌بستند. در یک نمونه جالب، گفته می‌شد کرنلیوس وندربیلت که در حوزه حمل‌و‌نقل فعالیت می‌کرد و البته خدماتش ارزان‌قیمت‌تر از دیگر رقبا بود، از مدیران شرکت‌های رقیب پول می‌گرفت که در مسیرها و قلمرو آنها وارد نشود. جریان از این قرار بود که نورچشمی‌های رقیب که با هزینه عمومی و یارانه دولت حمایت می‌شدند، خدماتشان به دلایل روشنی بسیار گران‌تر تمام می‌شد و بدون حضور رقیب قدرتمندی مثل وندربیلت می‌توانستند بهتر جیب مشتریان را خالی کنند. برای آنها بیشتر صرف می‌کرد با پرداخت پول، رقیب قدر خود را از رقابت منصرف کنند تا خدماتشان را بهبود بدهند. بارون‌های راهزن در فرهنگ آمریکایی را می‌توان معادل سلطان‌های امروزین اقتصاد ایران (سلطان سکه، سلطان قیر، سلطان شکر و…) دانست که هر از چندی سروکله یکی از آنها پیدا می‌شود.

اما پرسش اینجاست آیا وجود این قبیل سلطان‌ها در یک اقتصاد فی نفسه ایرادی دارد؟ پاسخ خیلی‌ها شاید مثبت باشد، بسیاری از ما این استدلال رایج را شنیده‌ایم که قدرت گرفتن یک شرکت و انحصار چیز خوبی نیست و در نهایت به زیان مشتریان تمام می‌شود؛ حتی با زور مقررات هم باید تلاش کرد تا انحصار به‌وجود نیاید؛

اجازه دهید ادعا کنیم قدرت گرفتن یک شخص یا شرکت در بازار به خودی خود بد نیست، ولی حفظ آن با زد و بندهای دولتی و مقررات و تبصره است که کار را خراب می‌کند. در واقع دو نوع «سلطان خوب» و «سلطان بد» یا به بیان دیگر «کارآفرین بازاری» و «کارآفرین سیاسی» داریم. سلطان خوب (کارآفرین بازاری) البته به‌دنبال منفعت شخصی خود و پر کردن جیبش است و این ایرادی هم ندارد، ولی این را از راه ارائه یک محصول جدید به بازار و ایجاد ارزش برای مشتری انجام می‌دهد. یارانه و حمایت‌های خاص دولتی هم به سوی او سرازیر نمی‌شود، مجبور است برای حفظ سلطنت خود دل رعایا (مشتریان) را هم به دست آورد، ولی سلطان بد (کارآفرین سیاسی) دنبال زد و بند با اهالی قدرت و سیاست برای حفظ قلمرو خود است. او بیش از مشتریان دل‌نگران «از ما بهتران» است و در پی اینکه با عنایت سیاسیون و وضع تبصره و مقررات اضافی موقعیت ویژه‌اش از دست نرود.

آنچه در مورد سلطان‌ها در اقتصاد ایران هم می‌شنویم تا جایی که از گفته‌ها از رسانه‌های عمومی برمی‌آید، بیشتر به تصویر سلطان‌های بد نزدیک است؛ کسی پیدا می‌شود و با زدوبند و گرفتن مجوز و به واسطه فلان امضای طلایی موقعیتی ویژه برای خودش دست و پا می‌کند، از فرصت‌های سودآور زودتر از دیگران باخبر می‌شود و رقبای بی ‌حامی را از میدان به در می‌کند ،از این رو بعید به‌نظر می‌رسد، چنین سلطانی خیلی محبوب دل خلایق باشد. از قضا ظهور چنین سلطان‌هایی بیش از نبود قانون حاصل مقررات و تبصره‌های خاص است. برای واژگون کردن این سلطان‌های بد داغ و درفش دولت چندان به کار نمی‌آید، در واقع سلطنت این قبیل سلطان‌ها بیش از هرچیز وامدار وابستگی به دولت است، از قضا ظهور سلطان‌های بد بیشتر در بخش‌هایی مانند سکه و نفت رخ می‌دهد که رد پای دولت در آنها پررنگ است.

در کشوری با رتبه ۱۳۰ در حوزه آزادی اقتصادی چنین اوضاعی به هیچ رو شگفت‌آور نیست، در واقع اگر شاهد جولان دادن این قبیل سلطان‌ها نباشیم باید تعجب کرد. وقتی به‌دلیل تحریم و دشواری‌های نقل‌و‌انتقال مالی و تجارت آزاد با دیگر کشورها اقتصاد بسته‌تر می‌شود، وقتی به دلایل در ظاهر موجه محدودیت‌های فراوان برای اقتصاد وضع می‌شود و واردات و صادرات فلان کالا ممنوع می‌شود، وقتی سیاست‌گذاران به جای اعتماد به نیروهای بازار با بخشنامه و تبصره دنبال «اداره» اقتصاد می‌روند،وقتی برای ارز چند نرخ متفاوت وجود دارد و بناست با دستور و بگیر و ببند کار حل شود بدیهی است که کسانی پیدا ‌ شوند که بخواهند از این نمد کلاهی برای خود بدوزند. وقتی می‌توان با زد و بند و برقراری روابط خاص با این یا آن بوروکرات دولت پول فراوانی به جیب زد، هیچ آدم عاقلی خود را درگیر کار دشوار رقابت و نوآوری و بهره‌وری نمی‌کند. به بیانی دیگر، وقتی می‌توان با هزینه بسیار پایین‌تر سلطان شد (گیریم سلطان بد)، کسی مصیبت‌های پیش روی مسیر سلطان خوب شدن را به جان نمی‌خرد. والله اعلم.

ماجرای صفرهای پول ملی

ماجرای صفرهای پول ملی

حذف ۴صفر
رئیس بانک مرکزی جزئیات بیشتری از حذف ۴صفر از پول ملی اعلام کرد
🔵هر ۱۰هزار ریال =یک تومان
🔴 هر یک تومان =۱۰۰ریال
چیزی شبیه دلار تعیین شده است
هر دلار برابر ۱۰۰سنت است و قرار است هر تومان هم برابر ۱۰۰ریال باشد

به قلم : علی میرزاخانی

✅حذف چهار صفر از پول ملی فایده‌ای دارد؟ پول ملی قوی‌تر می‌شود؟ این صفرها از کجا آمده‌اند؟ آیا ممکن است پس از حذف، دوباره برگردند؟ زمان مناسب برای حذف صفرها چه زمانی است؟ اینها سؤالاتی است که هر از چندی با جدی شدن بحث حذف صفرها بین مردم مطرح می‌شود.

✅ریشه صفرها را باید در «موتورخانه تورم» جست‌وجو کرد. موتورخانه تورم کجاست؟ بانک مرکزی. هیچ نهادی جز بانک مرکزی قادر به ایجاد تورم نیست. به همین دلیل در همه جای دنیا وقتی تورم بالا می‌رود همه نگاه‌ها متوجه رییس‌کل بانک مرکزی می‌شود نه متولیان توزیع کالاها (مثل ایران). به عبارت دیگر، گرانی (چه گرانی کالاها و چه گرانی ارز)، معلول و مرحله پسینی تورم است در حالیکه در ایران تصور می‌شود‌ گرانی باعث تورم می‌شود! و به همین دلیل پنجاه سال است که شعله تورم در ایران فروکش نکرده در حالیکه میانگین جهانی تورم به ۲ درصد رسیده است.

✅اگر ندانیم چگونه تورم را باید از بین برد صفرها دوباره برخواهند گشت و برای از بین بردن تورم نیز باید ریشه آن را درست فهمید. از بین بردن تورم با اصلاحات پولی و بانکی یک فرآیند چندساله است که حذف صفرهای پول، آخرین مرحله آن است نه اولین مرحله آن. فایده آن هم صرفا تسهیل مبادلات و عملیات حسابداری است و بحث تقویت پول ملی با این کار که برخی مدعی آنند ارزش علمی ندارد.

✅اما صفرها از کجا آمده‌اند؟ تورم باعث ارزش‌زدایی از پول و نتیجتا افزایش صفرهای آن می‌شود. حال سؤال این است که تورم چگونه درست می‌شود؟ پادشاهان دوران قديم زمانی كه در مخارج خود كسری می‌آوردند به يك تقلب جالب دست می‌زدند. در آن زمانها، پول رايج از طلا و نقره بود و سكه‌ها ارزش ذاتي داشت نه مثل اسكناسهای امروزی كه فقط ارزش اعتباری دارد. در مواقع كسري بودجه، پادشاه دستور می‌داد عيار اين فلزات گرانبها را در سكه رايج كاهش می‌دادند تا بتوانند تعداد سكه بيشتری با همان واحد قبلی ضرب كنند. نتيجه اين بود كه شاه سكه‌های بيشتري داشت و مخارج بیشتری را پوشش می‌داد اما قدرت خريد سكه ها به اندازه تقلب و ناخالصی انجام شده كاهش می‌يافت كه در سوي ديگر معادله می‌شود همان تورم.

✅جايگزيني اسكناس با سكه باعث آسانتر شدن اين تقلب در دوران جديد شده است. چاپ اسکناس (نامتناسب با رشد اقتصادی) یا همان خلق پول بدون پشتوانه دقیقا همان عملکرد کاهش عیار پول را دارد. عبارت‌های اتوکشیده استقراض از بانک مرکزی یا اضافه برداشت بانک‌ها از منابع بانک مرکزی یعنی همان خلق پول بدون پشتوانه. افزايش خلق پول یا افزايش پايه پولي باعث مي‌شود حجم پول در دست مردم افزايش يابد که همزمان باعث بی‌ارزش شدن پول می‌شود. مردم آن سوي قضيه را مي بينند و مي‌گويند كالاها گران شده است اما اصل داستان اين است كه دور از چشم مردم به پول آب بسته اند و ارزش پول را کاهش داده‌اند. يعني همانطور كه عيار طلاي سكه را كم مي‌كردند عيار واقعي مثلا يك اسكناس هزار توماني را هم كم كرده‌اند و به همين دليل ارزش اسكناس به همان ميزان ناخالصي كم شده است.

✅سابقه تاریخی: ظاهرا واحد پولي رايج در ايران پس از اسلام، دينار بوده است كه در خلافت بني‌اميه به تقليد از رومي‌ها يا بنا بر قولي به تقليد از ساسانيان ضرب مي‌شد. اين واحد پولي در عصر سلسله‌هاي مختلف پادشاهي به دليل تقلب حكام در كاستن از ارزش ذاتي سكه (جايگزين كردن طلاي موجود در سكه با فلزات بي ارزش) مرتبا در حال بي ارزش شدن بوده است تا زماني كه در اوايل دوره قاجار ترجيح دادند به جاي هزار سكه‌ يك ديناری، یک سكه‌ هزار ديناري به اسم قران ضرب كنند (حذف سه صفر از واحد پول قبلي). ناصرالدين شاه كار را تمام كرد و اسكناس ١٠ هزار ديناري به اسم تومان منتشر كرد كه به معناي حذف چهار صفر از واحد پول قبلي يا همان دينار بود. اصطلاحاتي شبيه پنج زاري يا دوزاري يادگار آن ايام است كه پنج زاري (پنج هزاري به معناي پنج هزار دينار) معادل نيم تومان ارزش داشته است.

✅پادشاهان قبل از قاجار هم تلاشهايي در جهت حذف صفرهاي پول كرده بودند. به عنوان مثال، قديمي‌ها شايد اسم ١٠ شاهي را شنيده باشند كه به معادل نيم قران يا نيم ريال اطلاق مي شد يعني ٥٠٠ دينار. شاهي را سامانيان ضرب كرده بودند معادل ٥٠ دينار تا اينكه نادرشاه سكه نادري را ضرب كرد به ارزش ١٠ شاهي يا همان ٥٠٠ دينار كه با تداوم بي‌ارزش شدن شاهي و نادري در دوران قاجار، قران و تومان ضرب شد.

✅به همان دلیل که امروز هم ناچاریم چهار صفر دیگر حذف کنیم باز هم ممکن است صفرها بگردند و در زمانی که راه برگشت صفرها را نبسته‌ایم خود همین کار هم ممکن است این فرآیند را تسهیل کند پس باید گفت اندکی آهسته‌تر!

بعضیا زوم کردن رو حذف سوبسید انرژی

بعضیا زوم کردن رو حذف سوبسید انرژی

🔸اینکه در ایران قیمت انرژی پایین و سالانه نهصد هزار میلیارد تومان سوبسید انرژی داده میشه!!!
🔹این افراد قیمت انرژی در ایران رو با اروپا و…مقایسه میکنند و توصیه میکنند دولت سوبسید انرژی را حذف کنه تا قیمت حاملهای انرژی جهانی شه

🔹اینا اشاره نمیکنند که بخاطر نرخ بهره بانکی ۲۸-۳۰ درصدی چقدر از هزینه تولید صرف هزینه های مالی میشه و مشکل تامین مالی که بخاطر بهره بالای بانکی صنایع باهاش درگیرند.
🔹نمیگند بخاطر عقب ماندگی و عدم توسعه بیشتر صنایع ما در قرن۲۱ هنوز به حمل و نقل ریلی دسترسی ندارند و هزینه های حمل و نقل بالایی بابت خرید مواد اولیه یا ترانزیت محصولات میپردازند.
🔹اشاره نمیکنند که بصورت دستوری چند برابر ظرفیت ،نیروی انسانی مازاد تو صنایع بکار گرفته شده تا مسئولان فیگور ایجاد اشتغال بگیرند.
🔹نمیگویند که بخاطر تحریم و…از دانش فنی و تکنولوژی روز دنیا عقبیم و اجرای طرحهای توسعه صنایع بخاطر مشکل فاینانس با تاخیر بسیار زیاد و با هزینه گزاف راه اندازی شده که بعضا حتی توجیه اقتصادی هم نداشته و بهای تمام شده تولید بالا برده
تو همین پالایشگاهها بعد برجام کره جنوبی برای طرحهای توسعه پالایشگاهی و کمک به بهینه سازی و کیفی سازی محصولات پالایشگاهی جلو آمد ولی با خروج ترامپ از برجام دوباره همین دو سه شرکت آسیایی نیز ایران را ترک کردند شرکتها بخاطر تحریم و بلندپروازیهای سیاسیون طرحهای بهینه سازی و کیفی سازی محصولاتشان زمین مانده بجای تولید مازوت که صرفه اقتصادی نداره میتوانستیم نفت و گاز تولید کنیم ولی بخاطر نبود سرمایگذاری این طرحها روی زمین مانده
بنادر ما -کشتیرانی ما بخاطر عقب ماندگی در کنار بحث تحریمها سبب ایجاد مشکلات در بخش صارات شده

🔹سیاستهای اشتباه -نرخ بهره بالای بانکی -سوء مدیریت و…اینها سالانه دهها میلیارد دلار به اقتصاد ایران هزینه تحمیل میکند و با سوبسید انرژی سعی میکند این هزینه ها را جبران کند.(در واقع رشوه دولت بخاطر بی تدبیری هاش)
🔹 وگرنه هیچ جای دنیا ، با بهره بانکی ۲۸ درصد و تحریم و اقتصاد بسته و قیمت انرژی آزاد و قیمتگذاری دستوری و سیستم فشل دولتی هیچ صنعتی توان رقابت و ایستادن ندارد چه رسد ایران
🔹اگر در چین و ژاپن و…صنایع از انرژی با نرخ آزاد استفاده میکنند در مقابل بهره بانکی ۲-۳ درصد است -اقتصادی آزاد دارند نه اقتصاد بسته مثل ما مدام چوب تحریم و…بالا سرشان نیست قبلا زیرساخت لازم براشون فراهم شده از توسعه بنادر تا حمل و نقل ریلی و….دولت دست تو جیب این صنایع نمیکند از مدیران فشل دولتی استفاده نمیکند. تو هیات مدیره هاشون داماد و…فلان وزیر و…بکار گرفته نمیشود.

🔹تولید در ایران هیچ مزیتی نداره بجز مزیت استفاده از انرژی ارزان که اینم از صنایع گرفته بشه دیگه تولید تو این کشور هیچ جذابیتی و توجیه اقتصادی نخواهد داشت.
و هیچ ادم عاقلی نمیاد تو همچین اقتصاد بسته ای با چنین مشکلات متعددی سرمایگذاری کنه

پس به جای اینکه دنبال حذف سوبسید انرژی باشید به فکر اصلاح سيستمهاي مالی و اداری و اقتصادی باشيد

انتشار بوی نامطبوع در تهران

انتشار بوی نامطبوع در تهران
🔴 ترکیدگی شبکه فاضلاب صحت ندارد

صاحبی مديركل روابط عمومي فاضلاب تهران:
🔸تاکنون هیچ گزارشی از ترکیدگی شبکه فاضلاب اعلام نشده است.
🔸با توجه به شيب دار بودن كانال هاي فاضلاب اگر تركيدگي روی داده بود بايد از نقطه اي ديگر فاضلاب بيرون مي زد در حالي كه اين اتفاق تاكنون نيافتاده است./صدا و سیما

🔴 انتشار بوی نامطبوع در تهران ناشی از زباله است نه گوگرد!

🔸 یک محقق حوزه زلزله و آتشفشان با اشاره به انتشار بوی ناخوشایند در تهران، گفت: این بو ناشی از فعالیت‌های زمینی و آتشفشانی نیست، بیشتر به نظر می‌رسد که ناشی از زباله باشد./ایسنا
🚨 بوی نامطبوع در پایتخت ارتباطی به پالایشگاه تهران ندارد

👤جعفری مدیر روابط عمومی پالایشگاه تهران:
🔸دودکش‌ها به صورت آنلاین از سوی سازمان حفاظت از محیط‌زیست پایش می‌شوند و به شکل عادی مشغول به کار هستند.
🔸منشا بوی نامطبوع تهران از سوی پالایشگاه تهران نیست.
🔸تا ساعتی پیش که در محل پالایشگاه بودم، اثری از بوی نامطبوع وجود نداشت./ کانال پالایش نفت