جنگ اقتصادی علیه ایران

‍جنگ اقتصادی علیه ایران

🔹🔸نماینده مجلس

جهانگیری دیروز گفت وارد یک جنگ اقتصادی شده ایم و چین و روسیه هم نمی توانند کمکمان کنند

‌ بهروز بنیادی نماینده اصلاح طلب مجلس درباره اظهارات جهانگیری در جلسه غیرعلنی دیروز مجلس به اعتماد گفت:

* خلاصه مطالبي كه در اين جلسه مطرح شد اين است كه در آستانه يك «جنگ اقتصادي» توسط يك تروريست اقتصادي قرار داريم و اينكه شايد شرايط آينده به‌مراتب سخت‌تر خواهد شد

* نكته ديگر آنكه برخي كشورها كه در عرصه سياست بين‌الملل به عنوان دوست شناخته مي‌شدند و به آنها به عنوان دوست نگاه مي‌كرديم، امروز ديگر نتوانند به ما كمك كنند.

*{کدام کشورها} برخي كشورهاي همسايه و به‌خصوص چين، روسيه و كشورهاي اروپايي. به نظر مي‌رسد اين كشورها با خروج امريكا از برجام ديگر قادر نيستند حمايت‌هاي اقتصادي و مالي خود را داشته باشند و با ما مراودات بانكي داشته باشند يا در بحث فروش نفت با مشكلاتي روبه‌رو خواهيم شد.

* هنوز به وضوح از شكست برجام صحبت نشده است اما به هر حال تاكيد بر اين بود كه ما شرايط بسيار سختي را پيش‌رو خواهيم داشت و لازم است مردم درجريان اين شرايط قراربگيرند و واقعيت‌ها بي‌پرده به شهروندان منتقل شود

* دولت سعي در مديريت بازار دارد. بحث تامين كالاهاي اساسي و دارو و مواد اوليه كارخانجات اولويت اصلي خواهدبود. به هر حال برنامه‌ريزي براي بدبينانه‌ترين حالت صورت مي‌گيرد.

* دقيقا شرايط جنگي است. البته به احتمال قوي، در سال جاري مشكل خاصي نخواهيم داشت اما درصورت تداوم همين مسير، مشكلات جدي‌تر خواهد داشت.

منبع : خبر آنلاین

پیش‌بینی یک اقتصاددان از قیمت آینده ارز/ دلار ۱۰ هزار تومانی هم قابل پیش بینی است

قاسم نوروزیی، اقتصاددان معتقد است:

🔹برخی برای سوداگری، احتکار، سود بیشتر و سفته بازی به قصد آینده نگری، معادلات بازار ارزی را برهم زده اند، بنابراین عرضه و تقاضا به هیچ وجه در این سیستم جوابگو نیست.

🔹در تمام ادوار دولت در ۳۰ سال گذشته به خصوص در سال های پایانی آن ها این نوسانات و به شکل چشمگیر، تجربه شده است.

🔹 افزایش قیمت ارز می تواند به بالای ده هزار تومان در سال جاری هم برسد در صورت تشدید تحریم ها و بی ثباتی کنونی حاکم بر بازار ارز و عدم کنترل آن شاهد نوسانات به مراتب بیشتری خواهیم بود

ارز ۴۲۰۰ تومنی و داستانهایش

ارز ۴۲۰۰ تومنی و داستانهایش

دکتر پویا ناظران این مطلب رو در کانالشون
@Economics_and_Finance
قرار دادند و قابل توجه هست که چگونه دخالت در بازار موجب رانت برای عده ای شده است:

همیشه مونده بودم چرا شرکتهای پتروشیمی به فروش ارز به قیمت ۴۲۰۰ تن می‌دن.
برام سوال بود که چرا به دولت فشار نمی‌آرند که ارزشون رو به قیمت بازار، که بین هفت تا هشت هزار تومنه، معامله کنند.

بالاخره فهمیدم و می‌خوام براتون تعریف کنم. فقط اگه سرپا یا در حال حرکتید، اول بشینید بعد بخونید!

ارز صادرکنندگان، مثلا پتروشیمی یا فولاد، در اختیار بانک مرکزی در حسابهای خارج کشور قرار می‌گیره.

وارد کننده ثبت سفارش میگیره و میره بانک مرکزی میگه دلار ۴۲۰۰ می‌خوام.

بانک مرکزی به هر صادرکننده ارز داری، پنج تا واردکننده معرفی میکنه تا برن ازش دلار بخرند‌.

واردکننده‌ها به شرکت صادرکننده، مراجعه می‌کنند. مثلا میرن دفتر‌مرکزی یه شرکت پتروشیمی و هر کدوم چونه می‌زنند که پتروشیمی دلار ۴۲۰۰ رو به اونها بفروشه.

شرکت پتروشیمی فقط می‌تونه به نرخ ۴۲۰۰ بفروشه، پس چطوری بین متقاضی‌های ارز یکی رو انتخاب میکنه؟

مدیر پتروشیمی بهشون یادآوری میکنه که قیمت ارز تو بازار مثلا ۷۵۰۰ه. طرفین شروع میکنن به چونه زدن و چون پنج تا متقاضی هست، قیمت میاد بالا.

یه واردکننده بهم گفت دیروز ۳۰ میلیون دلار ارز ۷۲۰۰ از یک پتروشیمی دولتی خریده. منتها
۳۰ × ۴۲۰۰ = ۱۲۶
۱۲۶ میلیارد تومان چک در وجه شرکت پتروشیمی کشیده.

اینجا جالب می‌شه:

بعد بابت اختلاف ۳۰۰۰ تومنی،
۳۰ × ۳۰۰۰ = ۹۰
۹۰ میلیارد تومن چک در وجه شخص مدیر پتروشیمی دولتی کشیده!

گفتم آخه مگه میشه؟!؟! حسابهای بانکی راحت قابل کنترله. مگه میشه کسی حساس نشه که این آقای مدیر پتروشیمی چجوریه که چند روز یه بار ۹۰ میلیارد تومان پول میاد تو حسابش؟

گفت مدیرهایی که محافظه‌کارند یه جور دیگه باهام حساب میکنند. میگن ۱۲۶ میلیارد تومن چکی که بابت ۳۰ میلیون دلار دادی، واقعا معادل ۱۷/۵ میلیون دلار ۷۲۰۰ بوده. پس مدیر پتروشیمی یه شماره حساب خارج از کشور بهم میده میگه وقتی ۳۰ میلیون دلار رو از بانک مرکزی تحویل گرفتی، ۱۲/۵ میلیون دلار رو به این شماره حساب واریز کن. اینجوری عملا ۱۷/۵ میلیون دلار به قیمت ۷۲۰۰ خریدم.

گفتم اگه به نرخ ۷۲۰۰ تن ندی چی میشه؟ گفت ارز رو میده به یکی دیگه از اون چهار نفر.

این خاص یه پتروشیمی دولتی خاص نیست، شامل فولاد و همه صادرکننده‌های دیگه هم میشه.

اگه دولت از خیر ارز ۴۲۰۰ می‌گذشت و نرخ ارز رو آزاد می‌کرد، این پولها وارد یه شرکت دولتی می‌شد، اما حالا گیر مدیر فاسدش می‌آد. اگه تونستید حسابهای خارج از کشورش رو ردگیری کنید.

تصمیم مهم ارزی سران ۳ قوه

تصمیم مهم ارزی سران ۳ قوه

پرداخت دلار به واردات کالاهای غیرضروری متوقف شد

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی خبر داد، در شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا تصمیم خوبی اتخاذ شد و آن این است که از این هفته برای کالاهایی که در کشور تولید می‌شود و کالاهای غیرضروری نباید ارز از کشور خارج شود، با این کار از تولید حمایت می‌شود.

تسنیم نوشت: رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: التهابات و هیجانات اخیر در حوزه اقتصادی از جمله در بازار طلا و خودرو، دلایل اقتصادی واقعی ندارد و بخش عمده‌ای از این التهابات، غیراقتصادی و ناشی از فضای روانی و سیاسی است.

محمدرضا پورابراهیمی در گفتگوی ویژه خبری با اشاره به اینکه تحریم‌ها از سالهای قبل وجود داشته است و جدید نیست، افزود: زمانی که آمریکایی‌ها در برجام حضور داشتند کاری در زمینه اقتصاد برای ما انجام ندادند بنابراین خروج آنها از برجام تأثیر خاصی بر اقتصاد کشورمان ندارد.

وی با تأکید بر اینکه بازارهایی مانند ارز، طلا و سکه بازارهای نوسان‌گیری و کوتاه‌مدت است و بلندمدت نخواهد بود، اضافه کرد: مردم باید به‌سراغ بازدهی‌های واقعی اقتصادی از جمله بازار سرمایه بروند.

به گفته وی سیاست‌های ارزی بانک مرکزی باید بازنگری شود و بهبود یابد.

پورابراهیمی گفت: به‌علت نبود سیاست‌های منطبق با رویکردهای تخصصی اقتصادی، فاصله زیادی میان نرخ بازدهی دارایی‌های واقعی در اقتصاد و نرخ بازدهی دارایی مالی وجود دارد و این شکاف اثرات خود را بر حوزه ساختار نظام تأمین مالی در اقتصاد می‌گذارد.

وی افزود: نرخ‌های واقعی بازدهی در اقتصاد کشورمان کمتر از نرخ بازدهی سود سپرده‌هاست.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت: ​بر اساس گزارش‌ها، بانک‌ها سود سپرده ۱۵ درصد را رعایت نمی‌کنند و همچنین بانک مرکزی اواخر پارسال ۵ درصد سود سپرده را افزایش داد که خطای فاحش در اقتصاد کشور بود و حدود ۱۵ هزار میلیارد تومان هزینه اضافی به نظام بانکی تحمیل کرد.

پورابراهیمی هزینه زیاد تأمین مالی را از مهمترین مشکلات تولید کنندگان بیان و اضافه کرد: نرخ سود سپرده در اقتصاد باید به‌تدریج کاهش یابد البته باید متناسب با تورم باشد.

وی با اشاره به اینکه حدود ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور وجود دارد، گفت: اگر این نقدینگی به‌سمت اجرای طرح‌های مهم عملیاتی هدایت شود بازدهی بسیار زیادی خواهد داشت.

پورابراهیمی با ابراز اینکه قیمت نفت نسبت به سال‌های اخیر ۲ برابر شده و به‌تبع آن درآمد ارزی افزایش یافته است، افزود: میانگین واردات کل کشور در ۵ سال گذشته حدود ۴۵ میلیارد دلار بود در حالی که درآمد ارزی سالانه کشورمان بیش از ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیارد دلار است یعنی بیش از ۲ برابر مصارف، ​منابع ارزی داریم بنابراین چرا باید التهاب ارزی داشته باشیم؟

وی اضافه کرد: انتظار داریم دولت این وضعیت را مدیریت کند و نباید کاری کنیم که تقاضا برای ارز افزایش یابد.

پورابراهیمی گفت: در شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا تصمیم خوبی اتخاذ شد و آن این است که از این هفته برای کالاهایی که در کشور تولید می‌شود و کالاهای غیرضروری نباید ارز از کشور خارج شود با این کار از تولید حمایت می‌شود.

نقل از سایت اصلاحات پرس

دلارپاشی در جشن رانت‌خواری

 دلارپاشی در جشن رانت‌خواری
پیام جهش تقاضای واردات چیست؟

موسی‌غنی‌نژاد در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشت:
ارزان‌فروشی منابع ارزی دولتی که متعلق به کل ملت ایران است از منظر منطق اقتصادی و نیز عرف بازار به مثابه خیانت در امانت است؛ چراکه دولت وکیل مردم برای استفاده از منابع متعلق به آنها است، نه مالک این منابع. وکیل باید منابع متعلق به موکل خود را مطابق با عقل سلیم و براساس عرف بازار که در قانون مدنی آمده است، مورد استفاده قرار دهد نه با منطق سیاسی قدرت برحسب آنچه خود صلاح می‌داند.

قرائن و شواهد انکارناپذیر حاکی از این واقعیت است که نرخ ۴۲۰۰ تومانی که دولت برای دلار تعیین کرده است نرخ یارانه‌ای است و با قیمت بازار تفاوت چشمگیری دارد. از این‌رو هر خریداری به هر صورت به آن دست یابد، رانت آسان‌یاب و دندان‌گیری را نصیب خود کرده است.

زمانی که مقامات عالی‌رتبه دولتی به دفعات اعلام کردند دولت به همه نیازهای «قانونی»، «اداری» و «واقعی» متقاضیان ارز با این نرخ پاسخ خواهد داد لابد نمی‌دانستند که تعیین چنین صفاتی برای نیاز اقتصادی فاقد هرگونه مبنای منطقی و علمی است.

در چارچوب علم اقتصاد «نیاز» که مفهومی ذهنی است ترجمان عینی خود را در مقدار تقاضا در بازار پیدا می‌کند و هر دانشجوی مبتدی اقتصاد می‌داند که با تغییر قیمت، مقدار تقاضا نیز تغییر می‌کند. به سخن دیگر مقدار تقاضا را مستقل از قیمت نمی‌توان تعیین کرد. دولت می‌تواند با تکیه بر قدرت سیاسی انحصاری خود برای هر کالایی به‌صورت دستوری قیمت «رسمی» یا «قانونی» تعیین کند؛ اما تعیین مقدار تقاضا در این قیمت برایش امکان‌ناپذیر است.

وقتی متقاضیان به هر دلیلی احساس کنند که این قیمت دستوری پایین‌تر از ارزش واقعی است، مقدار تقاضا برای خرید به‌شدت افزایش می‌یابد و چون دولت نمی‌تواند پاسخگوی این تقاضا باشد طبیعتا بازار موازی شکل می‌گیرد و قیمت دستوری را تبدیل به قیمت یارانه‌ای یا رانتی می‌کند.

از اینجا به بعد صورت مساله تغییر می‌یابد و هرگونه فروش ارز رسمی تبدیل می‌شود به نوعی تخصیص یارانه یا رانت. در چنین شرایطی اصرار دولت به ممانعت از به رسمیت شناختن بازار موازی، ریسک بازار را بالا برده و در عمل مقدار یارانه یا رانت را خواه‌ناخواه افزایش می‌دهد. به سخن دیگر، دولت که برای مقابله با تلاطم در بازار ارز وارد میدان شده بود در عمل نقض غرض می‌کند، یعنی بدتر از قبل بازار را به سوی تلاطم و بی‌ثباتی سوق می‌دهد.

مضافا اینکه تخصیص ارز به قیمت یارانه‌ای یا ارزپاشی یارانه‌ای چیزی جز هدر دادن ذخایر ارزی متعلق به کل ملت ایران نیست؛ چراکه هدف اعلام شده این سیاست یعنی جلوگیری از افزایش تورم با این روش دست‌نیافتنی است. همان‌گونه که کارشناسان دلسوز نزدیک به نیم قرن است مرتبا تذکر می‌دهند تورم پدیده پولی ناشی از سیاست‌های انبساطی (پول‌پاشی) است و با واردات ارزان نمی‌توان با آن مقابله کرد.

ممکن است کالاهای وارداتی با نرخ ارز رسمی دولتی از مبادی گمرکی ترخیص شوند؛ اما از آنجا که کنترل اداری همه واردات از سوی دولت به‌صورت مطلوب و بدون فساد امکان‌پذیر نیست، نهایتا اکثریت قریب به اتفاق کالاها به قیمت بازار موازی (بازار آزاد) به دست مصرف‌کننده می‌رسد.

اگر در این میان سودی برای این سیاست متصور باشد عمدتا نصیب عده‌ای ویژه‌خوار «خودی» و رانت‌خوار حرفه‌ای می‌شود. به راستی تا کی باید تاوان انکار علم و عقل سلیم از سوی صاحبان قدرت را پرداخت، نیم‌قرن تجربه مکرر کافی نیست؟

راه رفته مدیریت کشور درست نیست !

راه رفته مدیریت کشور درست نیست !

لطفاً بر ادامه آن اصرار نورزید:

✍️یادداشتی با کمی اضافات از دکتر محسن رنانی

🔷مسئولین باید برای حل مشکلات کشور فکری برای کاهش دوپامین و سروتونین بکنند.
🔷نود درصد مقامات اصلی کشورمان تکراری اند. و بیش از ۹۰ درصد بنگاه های اقتصادی و شبه اقتصادی در اختیار دولت توسط آشنایان وزرا و در اغب موارد یک وزیر و از بین بازنشستگان و با حقوق های بیش از یکصد و پنجاه میلیون ریال اداره می شود و غالباً کم بازده و یا بی بازده هستند.

🔷فروردین ۸۹ بود که ترجمه فارسی کتاب «جباریت» نوشته «مانس اشپربر» روانشناس شهیر آلمانی را خواندم.

🔶این کتاب تحلیل روان‌شناختی تحولاتی است که ماندن طولانی در قدرت، در شخصیت و ساختار روانی صاحبان قدرت را پدید می‌آورد و حتی آنان را به برخی بیماری‌های نهفته روانی گرفتار می‌کند.

🔷به‌گونه‌ای که از نقطه ای به بعد، دیگر نه خودشان می‌توانند تغییری در خود ایجاد کنند و نه دیگران جرأت می‌کنند بیماری را به آنان گوشزد کنند .

🔶از سوی دیگر لذت ناشی از قدرت، موجب افزایش ترشح هورمون‌های دوپامین و سروتونین در مغز می‌شود که به تدریج تمایل به تکرار این لذت موجب تلاش فرد برای دستیابی به قدرت بیشتر می‌شود.

🔷از سوی دیگر نیز افزایش مداوم ترشح این هورمون‌ها منجر به اعتیاد مغز به آنها می‌شود و آنگاه همین اعتیاد فرد را وا می‌دارد که با شدت بیشتری بکوشد تا روزبه‌روز قدرت خود را بسط دهد تا لذت حاصل از قدرتش کاهش نیابد (دقیقاً مانند وقتی که معتادان مجبورند دوز مصرفی خود را بالا ببرند تا میزان رضایتشان کاهش نیابد)
و چنین می‌شود که کم‌کم یک انسان سالم معمولی، به دلیل استمرار در قدرت و در بلندمدت تبدیل به یک مدیر بیمار خودخواه می شود.

🔶فرقی نمی‌کند، این روحیه دیکتاتوری می‌تواند در خانه باشد، در اداره باشد، در وزارتخانه باشد یا حتی در نانوایی باشد.
هر موضعی که به ما احساس قدرت بدهد، می‌تواند ما را معتاد کند و به همین علت در برابر تغییر آن وضعیت مقاومت می‌کنیم.

🔷همین اشپربر به خوبی توضیح می‌دهد که چرا امکان ندارد در جامعه ای که مردمان عادی‌اش در خانه و کارخانه، دیکتاتور نیستند، حاکمان دیکتاتور به وجود آید.

🔶تقریباً بیست سال گذشته و بیشتر نوشته ها و سخنرانی ها و تلاش‌های اجتماعی و علمی من معطوف به تغییر ذهنیت سیاستمداران یا کنشگران سیاسی و مدنی بوده است؛

🔷اما امروز احساس می‌کنم، این همه تلاش، اثری که انتظار داشتم را نداشته است.

🔶من اکنون پس از بیست سال تلاش در حوزه اقتصاد سیاسی، تقریباً از این که «از بالا» بشود کاری برای این کشور کرد ناامید شده ام.

🔷در واقع مشکلاتی که اشاره کردم نمی‌گذارد گوش شنوایی در آن بالاها پیدا شود.
در آن بالاها، این «سروتونین» و «دوپامین» هستند که مقامات را هدایت می‌کنند؛ نه نخبگان دلسوز و مشاوران عاقل و متخصصان توسعه خواه.

🔶… چپ یا راست، فرقی نمی‌کند، تقریباً ۹۰ درصد مقامات اصلی در کشور ما تکراری اند؛ یعنی پست‌ها و موقعیت‌ها بین تعداد مشخصی آدم می‌چرخد.

🔷مدیرانی که هر چهار سال را یک جا سر می‌کنند و سپس به جای دیگری منتقل می‌شوند؛ نه حکومت می‌تواند اینان را تغییر دهد و نه خودشان اجازه می‌دهند چنین شود.

🔶چندی پیش دوستی که به معاونت وزیری رسیده بود می‌گفت کسی که قبلا جایی مدیرکل بوده آمده بود و تقریبا التماس می‌کرد که مرا جایی به مدیریت بگمار.
حقوقش مهم نیست، محلش مهم نیست، نوع کارش مهم نیست، فقط مدیریت باشد.

🔷این همان اعتیادی است که نمی‌گذارد چیزی تغییر کند.

🔶چقدر این جمله منتسب به مارک تواین، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، دقیق است که گفته است:
✅سیاستمداران و پوشک بچه ها باید زود به زود عوض شوند؛ هر دو به یک دلیل!

🔷سخن پایان دیگر بس است..!
🔷کارد به استخوان ملّت رسیده است!

نکاتی جالب در مورد ناو های هواپیما

نکاتی جالب در مورد ناو های هواپیما

طول یک ناو هواپیمابر گاهی تا ۳۵۰ متر می رسد.
سرعت این ناوها حدود ۶۵ کیلومتر در ساعت می باشد.
قدرت موتور ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز در حدود ۲۶۰۰۰۰ اسب بخار است.
ناو هواپیما بر کلاس نیمیتز آمریکا ۱۱۰۰۰۰ تن وزن دارد.
سوخت گیری یک ناو هواپیمابر حدود ۳ سال زمان می برد.
موتور این غول های دریایی با راکتورهای اتمی کار می کند.
مساحت عرشه بزرگترین ناو آمریکا در حدود ۲ هکتار می باشد.
در ناو هواپیمابر نیمیتز ۶۲۹۰ افسر خدمت می کنند.
ناو اینترپرایز ارتفاعی برابر یک ساختمان ۲۰ طبقه را دارد.
این ناوها پیچیده ترین ماشین ساخته شده به دست بشر می باشد.
ناوهای هواپیمابر می توانند تا ۱۵ سال بدون توقف به حرکت ادامه دهند.
جدیدترین ناو هواپیمابر آمریکا تا ۲۷۰ فروند جنگنده را در خود جای می دهد.
در زیر هر ناو مانند هر شهر دارای خیابان و کوچه و آدرس پستی می باشد.
بعضی از افسران ممکن است خوابگاه خود را گم کنند و به دنبال آدرس آن بگردند.
در زیر هر ناو رستوران و سینما و کافی شاپ و فروشگاه های طلا و جواهر فروشی وجود دارد.
ناو نیمیتز در حد شهر بزرگی چون هامبورگ آلمان برق مصرف می کند.
بزرگترین آشپزخانه دنیا درون ناو نیمیتز آمریکا قرار دارد.
در این آشپزخانه هر روز بیش از ۱۳۰۰۰ عدد تخم مرغ و حدود ۴ تن استیک مصرف می شود.
سردخانه این ناو جهت مصرف غذای ۲ ماه کل پرسنل ناو مواد غذایی در خود ذخیره می کند.
ناو نیمیتز دارای یک بیمارستان ۵۵ تختخوابه میباشد که جراحی های قلب و مغز را هم انجام می دهد.
بیشتر این افسران در طول خدمت خود در ناو هواپیمابر همدیگر را نمی بینند و نمی شناسند.
ورود هر افسر به بخش دیگر ممنوع بوده و چنانچه تخلف کنند به سختی مجازات و زندانی می شوند.
دژبان های قسمت مخصوص راکتور اتمی و موشکهای اتمی اجازه شلیک مستقیم به افراد غریبه را دارند.
افسران بخش های زیرین ممکن است تا ماه ها رنگ خورشید و آسمان را به چشم نبینند.
افسران روزهای یکشنبه به مغازه ها و فروشگاه ها می روند و حقوق خود را خرج می کنند.
بزرگترین خطری که این ناو ها را تهدید می کند حمله نظامی نیست و بلکه آتش سوزی داخلی است.
به دلیل حمل هزاران تن مهمات و میلیون ها لیتر بنزین هواپیما همواره خطر آتش سوزی داخلی وجود دارد.
عرشه پرواز پرخطرترین قسمت ناو می باشد و بالاترین حقوق را افسران این قسمت دریافت می کنند.
سیستم پرتاب هواپیماها از روی عرشه کاتاپولت نام دارد و با بخار آب کار می کند،کاتاپولت سرعت یک جنگنده ۲۰ تنی را در عرض ۲ ثانیه به ۲۷۰ کیلومتر در ساعت می رساند.
سراسر بدنه ناو با زره ای از نوعی آلیاژ فولادی پوشیده شده و اجازه نفوذ هیچ اژدری را نمی دهد.
اگر اژدری در ناو نفوذ کند به دلیل ساختار سلولی ناو آسیبی به قسمت های دیگر نمی رسد و ناو غرق نمی شود.
یک ناو هواپیمابر به وسیله ۲ رزم ناو و ۳ ناوچه اسکورت می شود و عملاً آسیب ناپذیر می باشد.
با اینکه خود ناو سلاح جنگی ای محسوب نمیشود ولی جهت بالا بردن قدرت دفاعی آن هر ناو هواپیمابر مجهز به موشک های زمین به هوای seasparrow و موشک های ضد موشک RAM و چهار توپ چرخان ۲۰ میلیمتری با برد ۱٫۵ کیلومتر میباشد.
همچنین دارای سیستم های CHAFF و flare و طعمه های یدک کش شونده نیز هست.
آمریکا دارای ۱۳ ناو هواپیمابر اتمی می باشد و هر ناو سالانه در حدود ۱ میلیارد دلار هزینه نگهداری دارد.
شوروی در آن زمان فقط توانست یک ناو هواپیمابر درست کند و نام آن کوزنتسوف می باشد.
طبق قوانین دریایی و بین المللی ناوهای هواپیمابر جزو خاک همان کشور تلقی می شود. بله این است ناو هواپیمابر……..